فهرست اصلي
فهرست امور خدماتي
فهرست امور فني -عمراني
فضاي سبز روستايي
مقدمه
 
باتوجه به روند رو به رشد جمعيت و پيشرفت علم وتكنولوژي در اكثر كشورهاي جهان ، احداث كارخانه ها و واحدهاي صنعتي رشد چشمگيري داشته است و در اين ميان در سالهاي اخير توجه كافي به اثرات مخرب صنعتي شدن در تعادل نا همگون صنعت و محيط زيست در جوامع بشري نشده است و باعث گرديده است كه امروزه شاهد برهم خوردن تعادل در اكوسيستم هاي طبيعي و مصنوعي  و بوجود آمدن پديده هاي متعدد زيانباري مانند تخريب لايه ازون ، گرم شدن زمين بدليل اثر گلخانه اي ، آلودگي آبهاي سطحي در اثر فاضلاب هاي صنعتي و شهري و بسياري از مشكلات زيست محيطي ديگر هستيم . از اينرو با انجام مطالعات زيست محيطي در سالهاي اخير لزوم رسيدگي به اين امر مهم تلقي مي گردد. زيرا بدليل عدم توجه كافي به ابعاد گسترش بي رويه جمعيت و صنعت ، كاهش منابع كره زمين را بدنبال داشت و شاهد افزايش بروز خشكسالي ها و قحطي هاي شديد در طول سده بيستم بوديم از اين رو پرداختن به اين مهم ابعاد تازه تري بخود گرفت واز بعد منطقه اي به ابعاد جهاني مبدل گشت . اهميت اين مورد سبب شد تا  نخستين اجلاس جهاني محيط زيست در استكهلم سوئد در سال 1972 برگزار گردد و دو سال بعد ( 1974 ) سازمان ملل متحد نخستين قطعنامه رسمي را براي مقابله با بيابان زايي كه به عنوان يكي از مسايل مهم محيط زيست مطرح بود تصويب و براي سران كشورها ارسال نمايد. در سالهاي بعد با موضوعات زسيت محيطي شكل تخصصي تري بخود گرفت كنفرانس هايي در سطح جهان با موضوعات مرتبط برگزار گرديد كه از جمله آنها مي توان به كنفرانس سران كشورهاي جهان در سال 1992 در ريودو ژانيروي  برزيل در خصوص مساله بيابان زايي اشره نمود كه منجر به تصويب روز 17 ژوئن به عنوان روز جهاني بيابان زدايي  گرديد و نيز اجلاس بين الدول جنگل در سال 1380 ( 2001) و كنگره جهاني سال 1382 (2003) اشاره نمود. لذا با توجه به موارد فوق اهميت پرداختن به مساله حفظ و گسترش گياهان و اكوسيستم هاي طبيعي از نظر تنوع زيستي و ژنتيكي در چارچوب توسعه پايدار مطرح مي گردد.
با توجه به گسترش روزافزون جمعيت و حريم سكونتگاه هاي شهري و روستايي تدوين نظام جامع و كاربردي زيست محيطي بر اساس شرايط و امكانات منطقه اي از نظر اقليم حاكم بر محل ، ظرفيت ها ، كاستي ها و غيره ...    مي تواند مفيد واقع گردد . از آنجائيكه پرداختن به موضوعات شهري در خصوص مسايل و مشكلات زيست محيطي نياز به تحقيق بيشتر دارد و از طرفي از حوزه مباحث ما خارج است ، از اينرو روستاها به عنوان كانون هاي توليد و گسترش محصولات كشاورزي و دامپروري مطرح مي باشند كه تخريب و آسيب به اين مناطق مي تواند اثرات جبران ناپذيري را به مراكز مصرف توليدات ( شهرها ) و منابع طبيعي پيرامون خود وارد سازد . با در نظر گرفتن موارد فوق الذكر ، توجه به حفظ ، احيا و توسعه عرصه هاي منابع طبيعي در قالب احداث و نگهداري جنگل و بهره برداري بهينه از محصولات آن   ، ايجاد ،توسعه و نگهداري  فضاي سبز ، اجراي طرح هاي مرتعداري و آبخيزداري و غيره ...  مي تواند به عنوان راهكارهاي مناسب در چارچوب توسعه پايدار تلقي گردد.
منابع طبيعي در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي
با توجه به قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در مي يابيم كه در اين متن در ماده 69 لزوم رسيدگي به منابع طبيعي تجديدشونده به ترتيب اولويت مطرح گرديده است كه براي آگاهي از مفاد ماده 69 ، در زير به آن اشاره شده است:
ماده 69
دولت مكلف است، برنامه حفظ، احيا، اصلاح، توسعه و بهره‌برداري از منابع طبيعي تجديد شونده را باتوجه به اولويتهاي زير تنظيم و به مورد اجرا بگذارد:
الف:خروج دام از جنگل و ساماندهي جنگل نشينان شمال تا پايان برنامه چهارم به ميزان هفتاد درصد (70%) باقيمانده دام و جنگل نشينان در پايان سال 1383.
ب: كاهش پنجاه درصد (50%) دام مازاد از مراتع جهت تعادل بين دام و مرتع و همچنين لغو و اصلاح پروانه چراهاي مربوطه.
ج:اجراي عمليات آبخيزداري در بيست درصد (20%) سطح حوزه‌هاي سدهاي در دست اجرا، تمام شده و ده درصد (10%) حوزه‌هاي ساير مناطق.
د: توسعه زراعت چوب به ميزان حداقل يكصد هزار هكتار، حذف تعرفه واردات چوب و تشديد مبارزه با قاچاق چوب.
هـ: توسعه فضاي سبز و جنگلهاي دست كاشت به ميزان حداقل پانصد هزار هكتار، همچنين اجراي عمليات كنترل كانونهاي بحراني بيابان‌زا به ميزان حداقل يك و نيم ميليون هكتار.
و: اجراي عمليات پخش سيلاب در حوزه‌هاي شهري، روستايي و ساير اراضي كشاورزي و منابع طبيعي به ميزان يك و نيم ميليون هكتار به منظور ايجاد مراتع مشجر، تبديل اراضي بياباني به زراعي و تعذيه آبخوانها.
ز: پوشش كامل حفاظتي در جنگلهاي كشور (شمال، زاگرس، ارسباران، خليج عمان و ايراني- توراني)
ح: پوشش كامل سوخت‌رساني به عشاير، جنگل نشينان و روستاييان.
ط: گسترش مشاركت شوراهاي روستايي و بسيج محلي در حفاظت از جنگلها و مراتع به ميزان پانزده درصد (15%) از سطح عملياتي.
ي: بهره‌برداري از جنگل صرفاً براساس تعديل اكولوژيك و ضروريات حفظ جنگل صورت مي‌گيرد. آيين‌نامه اجرايي اين بند توسط وزارت جهاد كشاورزي با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست تهيه و به تصويب هيئت دولت خواهد رسيد.
 قبل از وارد شدن به ساير مباحث لازم است كه تعريف جامعي را از فضاي سبز با نگرش كاربرد روستايي به شرح زير داشته باشيم:
تعريف فضاي سبز
براي تعريف فضاي سبز مي توان از ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به اين موضوع پرداخت ولي به طور كلي فضاي سبز به سطوح سبز گياهي  موجود در يك محل اطلاق مي‌گردد به بيان ديگر منطقه اي كه توسط گونه هاي گياهي بمنظور اهداف خاصي اشغال شده باشد. اصطلاح فضاي سبز يك كاربرد عمومي دارد و بسته به محل احداث ، داراي كاربري هاي مختلفي مي باشد . به عنوان مثال فضاي سبز شهري در قالب هاي متعددي در اطراف خيابانها ، بزرگراهها و نيز بصورت انواع پاركهاي محلي ، منطقه اي ، جنگلي و...  وجود دارد. مهمترين عنصر فضاي سبز گياه است كه اين جزء مي‌‌تواند در انواع گوناگوني از درخت، درختچه، گياهان پوششي، انواع گلهاي (فصل و دائمي)، بوته‌ها و ... وجود داشته باشد.
نكته بسيار قابل توجه اينست كه بايد دقت شود مفاهيم فضاي سبز و نوع كاربري آنها در مناطق شهري و روستايي متفاوت مي باشد. همانگونه كه در بخش قبلي مطرح گرديد با توجه به خصوصيات مناطق شهري بمنظور تلطيف نمودن هوا ، كاهش آلودگي هاي محيطي و نيز تاثيرات مثبت پوشش هاي گياهي در سطوح شهري فضاهاي سبز در اطراف خيابانها ، بزرگراهها و يا در مقياس وسيع تري به شكل انواع مختلف پارك ها ايجاد مي گردد. در صورتي كه در مناطق روستايي با توجه به شرايط محيطي حاكم بر محل نوع كاربري اين فضاها متفاوت از مناطق شهري مي باشد. به بيان ديگر در روستاها ايجاد فضاي سبز بمنظور كاهش آلودگي هاي هوا و صوتي و نيز
در مناطق روستايي با توجه به اينكه اكثر فعاليت اين مناطق در رابطه با امور كشاورزي و دامپروري مي‌باشد لذا سطح گياهي در قالب مزارع، باغات وجود دارند اما بايد توجه نمود كه اين سطوح گياهي داراي كاربري خاص بوده (كشاورزي) و در تمام سال داراي شكل و ماهيت يكساني نيستند از اينرو نگرش فضاي سبزي با كاربري   مورد نظر را تامين نمي نمايد. فضاي سبز روستايي داراي كاربري‌هاي متعددي مي‌باشد كه در بخش‌هاي بعد در اين ارتباط بيشتر توضيح داده خواهد شد. مطلبي كه بيشتر بايد مورد توجه واقع گردد اينست كه كاربري و اهداف مورد نظر در بوستان‌هاي روستايي بسيار متفاوت‌تر از پاركهاي شهري است و استفاده از فضاهاي سبز روستايي صرفا گذراندن اوقات فراغت روستائيان و تفريح نمي‌باشد بلكه اهدافي همچون ارتقاءسطح فرهنگي، ورزش، تفريح سنين كودك و نوجوان روستايي و آموزش نيز مد نظر را دنبال مي نمايد.
فضاي سبز روستايي
همانطور كه در بخش قبل اجمالا اشاره شد فضاي سبز روستايي مكاني است كه به طور طبيعي داراي پوشش گياهي است يا اينكه بصورت دست كاشت ايجاد مي گردد. در اين مكانها كه در روستا ايجاد مي شود به طور كلي اهداف مختلفي دنبال مي‌شود از جمله مهمترين اهداف در اجراي فضاهاي سبز روستايي را مي‌توان به شرح ذيل اشاره نمود:
1.                         ايجاد مكاني جهت استراحت،‌ گذرندان اوقات فراغت و تفريح ساكنان روست و بازديدكنندگان .
2.                         مكاني براي انجام امور ورزشي جوانان و نوجوانان روستايي و اشاعه فرهنگ ورزشي .
3.                         فضايي جهت تفريح و بازي گروه سني كودكان با وسايل و ادوات مربوطهمقدمه
4.                         مكاني براي گردهمايي، انجام مراسم و جشن‌هاي مختلف
5.                         مكاني براي برپايي بازارچه‌هاي محلي، فروش محصولات كشاورزي، صنايع دستي و جانبي
6.                          فضايي براي برپايي كلاسهاي آموزشي و ترويجي
7.                         به عنوان مركزي جهت گسترش صنعت گردشگري (اكوتوريسم، اگر‌ي‌توريسم و ...)
به طور كلي فضا‌هاي سبز روستايي در قالب بوستان‌هاي روستايي مي‌تواند بسياري از اهداف فوق را تامين كند. انواع فضاهاي سبز روستايي به شرح ذيل مي‌باشد:
- فضاي سبز عمومي : منظور مكاني است كه داراي پوشش گياهي است و بدون هيچگونه حصاري در معابر عمومي روستا وجود دارد و نياز به مراقبت‌هاي خاصي نداشته و تامين آب آن بصورت استفاده از آبهاي جاري در سطح معابر و نزولات آسماني مي‌باشد و به عبارت ديگر بصورت خودرو در محل وجود دارند.
- فضاي سبز اختصاصي: يعني فضاهاي سبزي كه محصور بوده و داراي مالكيت خاص است (شخصي يا دولتي)
- تفرجگاه : مكاني جهت گذراندن اوقات فراغت روستاييان كه عموما در خارج از بافت روستا وجود دارد و صرفا به منظور تفريحي احداث مي‌شود.
- بوستان روستايي : مكاني كه به منظور تفريح، ورزش، گذراندن اوقات فراغت، بازي كودكان و ... احداث مي گردد.اين مكان داراي فضاهاي مختلفي با كاربري هاي گوناگوني مي باشد.
وضعيت سرانه فضاي سبز در كشور
به طور كلي فضاي سبز در كشور را مي توان به دو بخش تقسيم نمود : فضاي سبز شهري و فضاي سبز غير شهري.
منظور از فضاي سبز شهري ميزان پوشش گياهي است كه در محدوده حريم شهرها قرار گرفته است كه در قالب انواع مختلفي از جمله پاركهاي بزرگ و محله اي ، فضاهاي سبز ميادين ، حاشيه بزرگراهها ، رفيوژها   و غيره ... مي باشد . با بررسي اجمالي از ميزان فضاهاي سبز در كشور ( سرانه 12 متر مربع براي هر نفر ) متوجه مي شويم مساحت پوشش هاي گياهي با توجه به نياز و كارايي آنها با در نظر گرفتن استانداردهاي جهاني 20 تا 25 متر مربع براي هر نفر فاصله زيادي است.
راهكارهاي توسعه فضاي سبز در كشور  
بخش قابل ملاحظه در اين خصوص لزوم توجه و انجام برنامه ريزي هاي جامع و كاربردي در زمينه حفظ و گسترش فضاي سبز و منابع طبيعي مي باشد.از آنجائيكه گسترش فضاي سبز در شهرها با توجه به محدوديت زمين و امكانات در بافت شهر دشوار است و ايجاد فضاي سبز در اين مناطق با محدوديت همراه است لذا از جمله راهكارهاي توسعه فضاي سبز در كشور مي توان به ايجاد و گسترش كمربندهاي سبز در اطراف شهرها ، تبديل زمين هاي باير به فضاي سبز در قالب پارك هاي جنگلي ، پارك هاي تفريحي و... و نيز گسترش فضاي سبز در خارج از محدوده هاي شهري مانند اطراف جاده ها ، مناطق كوهستاني ، بياباني و كويري در قالب طرح هاي مختلف جنگلكاري ، تثبيت شن هاي روان توسط پوشش هاي گياهي و ...مي توان به اين امر مبادرت ورزيد. با عنايت به اينكه بيشترين فضاي توسعه فضاي سبز در كشور در مناطق غير شهري و در نواحي روستايي كشور مي باشد از اين رو اجراي طرح هاي مذكور علاوه بر افزايش ميزان فضاي سبز و اثرات مثبت اكولوژيكي مي تواند به حفظ ، احيا و گسترش منابع طبيعي در كشور نيز كمك نمايد.
مشخصات عمومي بوستان روستايي چند منظوره
يك فضاي سبز روستايي در قالب هر نوع مكاني مثل تفرجگاه، بوستان وغيره ... به منظور تامين اهداف مورد نظر داراي مشخصات ذيل باشد:
- فضاي سبز : همانطوريكه طبق استانداردهاي فضاي سبز شهري بيش از80 درصد مساحت پارك را پوشش گياهي اشغال مي كند بهتر است در حدود 50 تا60 درصد مساحت بوستان يا تفرجگاه را فضاي سبز كه متشكل از انواع گونه‌هاي گياهي (ترجيحا بومي منطقه) است تشكيل مي دهد.
- معابر : شامل راههاي فرعي و اصلي دسترسي است كه اين راهها جهت اتصال بخش‌هاي مختلف پارك ايجاد مي‌شوند و داراي بافت طبيعي محل مي‌باشند و بهتر است بدون هيچگونه تغييري حفظ شود. 
امكانات رفاهي : 
- سرويس‌هاي بهداشتي : كه با توجه به نياز در بوستان حداقل يك سرويس بهداشتي براي آقايان و يك سرويس بهداشتي براي بانوان الزامي است كه در مكاني مناسب كه قابل دسترسي و كنترل باشد ايجاد مي‌گردد.
- آبخوري: وجود حداقل يك عدد آبخوري كه داراي آب شرب و بهداشتي باشد الزامي است.
- محل استراحت: مكانهايي است كه براي استراحت استفاده‌كنندگان از بوستان مورد استفاده قرارمي گيردكه مي‌‌تواندبه اشكال مختلف وجود داشته باشد.
مشخصات اختصاصي بوستان روستايي
به طور كلي علاوه بر مشخصات عمومي بوستان روستايي مي‌‌توان با توجه به اهداف مورد نظر و بهره‌برداري بيشتر فضاهاي ذيل را نيز ايجاد نمود:
- زمين‌‌هاي ورزشي چند منظوره: اين زمينها به گونه‌اي طراحي مي‌شوند كه بتوان از يك زمين ورزشي براي استفاده چند منظوره بهره‌برداري نمود. مثلا يك زميني كه بتوان در آن فوتبال، هندبال، واليبال، بسكتبال و ... را انجام داد.
- زمين بازي كودكان: اين زمين شامل وسايل و ادوات بازي كودكان مثل تاب، سرسره و ... است و مورد استفاده كودكان جهت تفريح و سرگرمي است.
 
- كتابخانه: مكاني كه جهت مطالعه و در صورت امكان انجام امور آموزشي روستائيان و برگزاري كلاسهاي آموزشي تئوري بكار برده مي‌شود و شامل حداقل يك اطاق بعنوان مخزن كتاب و يك اطاق يا سالن مطالعه مي‌باشد.
- فضا‌هاي باز: اين مكانها فضاهايي هستند كه جهت برگزاري بازارچه‌هاي محلي و صنايع دستي، برگزاري مراسم و جشن‌ها، برپايي دوره‌هاي آموزشي تئوري - عملي و ... بكار برده مي‌شوند و بعنوان مكانهايي هستند كه در به منظور استفاده چند منظوره مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
مسائل مهم در طراحي اوليه بوستان‌هاي روستايي
در تهيه طرح اوليه بوستان روستايي توحه به نكات ذيل مفيد به نظر مي‌رسد:
-جمع آوري اطلاعات اوليه  : منظور اينست كه توجه به موقعيت محل و شرايط اقليمي، تعداد جمعيت روستا، گروههاي سني روستائيان، صنايع موجود و نزديك به محيط روستا، فعاليت غالب روستا، پوشش و نوع گياهان بومي و غالب منطقه و ساير مسايل فرهنگي و اجتماعي مي تواند جهت افزايش بهره‌وري و طراحي مناسب بوستان و فضاي سبز روستايي موثر واقع گردد.
- بررسي و ظرفيت سنجي محل از نظر شرايط و امكانات موجود با توجه به تنوع اقليمي و شرايط منطقه‌اي شناسايي و استفاده از امكانات محلي مي‌تواند در طراحي مورد نظر قرار گيرد.
- در طراحي بوستان و فضاي سبز روستايي حفظ عوارض طبيعي زمين و حفظ پوششهاي گياهي بومي و غالب و نيز توجه به جاذبه‌هاي طبيعي و اكوسيستم طبيعي محل مي‌‌بايست مورد نظر قرار گيرد.
- در طراحي بوستان روستايي الگوبرداري از پارك‌هاي شهري نامناسب است و صرفا طراحي با توجه به نوع كاربري، شرايط آب و هوايي، امكانات منطقه‌اي و اهداف مورد نظر مي‌بايست انجام شود.
منابع طبيعي
نگاه انسان به طبيعت تا بيش از پيدايش كشاورزي در 10 هزارسال قبل همواره بر اقدام هماهنگي با طبيعت استوار بود . اين در حالي است كه بر اساس برآوردهاي موجود جمعيت دنيا در آن عصر از 5 ميليون نفر تجاوز نمي كرد در نتيجه توان خود بالايي محيط زيست از قدرت به مراتب بيشتري نسبت به عملكرد انسان ها برخوردار بود . از اين رو همواره تعادلي بين محيط زيست و انسان برقرار بود تا انقلاب صنعتي سده نوزدهم در اروپا كه همراه بود با اكتشافات نوين علمي در زمينه پزشكي و اين زمان مقارن بود با مرز يك ميليارد نفري جمعيت جهان در سال 1385 ميلادي كه تحول عظيمي در عصر جديد محسوب مي شد و همراه بود با افزايش ميانگين عمر و بالا رفتن استانداردهاي مصرف در جامعه ، افزايش رفاه ، مصرف زندگي جامعه بشري به همراه كاهش مرگ و مير ناشي از پيشرفت هاي علوم و فنون و بهداشت كه سبب افزايش تصاعدي جمعيت در طول صد و پنجاه سال اخير شده است . به گونه اي كه جمعيت جهان به دو ميليارد درسال 1960 رسيد و سپس با فاصله 15 ، 11 و 9 سال در هر دوره يك ميليارد نفر به اين تعداد اضافه شد . هم اكنون اين جمعيت از مرز 6 ميليارد نفر تجاوز خواهد رسيد . با توجه به اين پديده ، انفجار جمعيت و متعاقب آن افزايش مشكلات و معضلات زيست محيطي را به دنبال خواهد داشت از اين رو حفظ محيط زيست و منابع طبيعي تجديد شونده از اهميت فزاينده اي برخوردار است در صورتي كه كره زمين و منابع زيستي موجود در آن از ظرفيت هاي مشخص و توان محدودي برخوردار مي باشند افزايش رو به رشد جمعيت و توجه مصرف به رفع نيازهاي آني و روزمره و به دنبال آن مصرف گرايي زمين را به سوي نابودي منابع زيستي و گسترش انواع آلودگي ها سوق داده است . اين در حالي است كه يكي از ابعاد بسيار مهم توسعه پايدار كه همه نظريه پردازان توسعه به آن پرداخته اند ، پايداري اكولوژيكي به طور عام و حفظ توسعه و بهره برداري پايدار از منابع طبيعي به طور خاص است كه نيازمند گردآوري اطلاعات دقيق ناشي از فرآيندها ، ماهيت و شرايط برنامه ريزي و ارزشيابي آن عمليات و تجزيه و تحليل مسائل و مشكلات مبتلا به آن منابع است .
در جند دهه اخير روند رشد جمعيت ، محدود بودن منابع (آب و خاك) و بهره برداري بي رويه انسان ها از اين منابع باعث برهم خوردن تعادل اكولوژيك حاكم بر محيط زيست شده است . جاري شدن سيل هاي مخرب ، فرسايش شديد در اراضي بالادست و دشت ها ، گسترش بيابان ها ، تخليه روستاها و. مهاجرت به حاشيه شهرها از عمده ترين مشكلاتي است كه حاكم بر هم خوردن تعادل اكولوژيك حاكم بر محيط زيست است كه همگي ناشي از كم توجهي به مسائل منابع طبيعي است .
منابع طبيعي تجديد شونده شامل جنگل ها و مراتع به عنوان اصلي ترين و محوري ترين مسأله براي استمرار حيات انسان و بقاي كره خاكي و پشتوانه محيط زيست بشر در برنامه ريزي ها مطرح است .
امروزه جنگل ها ، مراتع ، آبخيزها و بيابان ها نه تنها به عنوان قطب امنيتي ـ اقتصادي بلكه به عنوان پشتوانه بقاي ساير بخش هاي اقتصادي نيز مورد توجه قرار گرفته اند . از اين رو شناخت اين منابع طبيعي و نحوه صحيح بهره برداري و حفاظت از آنها مي تواند در جهت توسعه پايدار گام موثري تلقي گردد . در بخش زير به شرح منابع طبيعي تجديد شونده به تفكيك مي پردازيم .
الف ـ جنگل
منابع جنگلي موجود در دنيا كه به عنوان منابع ارزشمند حياتي محسوب مي شوند در سالهاي اخير به شدت در معرض تخريب قرار گرفته اند . زيرا تا زماني كه جمعيت بشر به تعداد امروزي در كره زمين وجود نداشت همواره انسان به طور يك جانبه از اين منابع ارزشمند استفاده مي نمود ولي امروزه با توجه به كاهش ميزان وسعت جنگل ها و افزايش جمعيت انسان تعادل بين اين دو بخش بهم خورده است و سبب گرديده است كه حفظ و نگهداري وضعيت مجود و افزايش سطح جنگل مورد توجه جوامع بشري قرار گيرد . جنگل از ديدگاه عام به عنوان منبعي اقتصادي براي تأمين فرآورده هاي چوبي مي باشد و هدف از بهره برداري آن نيز به منظور افزايش درآمدهايي است كه به طرق قانون و غيرقانوني كسب مي شود و هدف از بهره برداري ديدگاه علمي و تخصصي ، به پوشش گياهي جهت حفظ محيط زيست گفته مي شود .
جنگل هاي طبيعي به عنوان سيستم زنده و پويايي است كه از سختار متنوع زيستي برخوردار بوده و داراي روابط اكوسيستمي پيچيده هست . در اين اكوسيستم بين موجودات زنده ريز (ميكروارگانيم ها) در خاك تا گونه هاي متنوع جاوري و كياهي در زنجيره حيات ارتباط چند جانبه اي برقرار است به گونه اي كه آسيب به كوچترين بخشي از اين شبكه سبب تأثيرگذاري در كل مجموعه خواهد شد . از اين رو حفظ تعادل اكوسيستم بساير مهم مي باشد و حذف بخشي از اين مجموعه مثل گياهان مي تواند در كل سيستم اثرگذار باشد .
ب ـ مرتع
يكي ديگر از اشكال منابع طبيعي مراتع هستند . وسعت مراتع ايران حدود 90 ميليون هكتار است كه در اين ميان 3/9 ميليون هكتار از مراتع داراي كيفيت خود ، 3/37 ميليون هكتار در وشعيت متوسط تا فقير و 3/43 ميليون هكتار در وضعيت خيلي فقير قرار دارند .
قانون حفاظت و بهره برداري از جنگل ها و مراتع كشور در سال 1346 مرتع در گونه تعريف كرده است :
1-                مرتع غير مشجر : زميني است اعم از كوه و دامنه يا زمين مسطح كه در فصل چرا ، داراي پوششي از نباتان علوفه اي خودرو بوده و با توجه به مسابقه چرا ، عرفاً مرتع شناخته شود . اراضي كه آيش زراعت هستند ولو آن كه داراي پوشش نباتان خودرو باشند ، مشمول تعريف مرتع نيستند .
2-                مرتع مشجر : اگر مرتع داراي درختان جنگلي خودرو باشد ، مرتع مشجر تاميده مي شود ، مشروط بر آن كه حجم درختان موجود در هر هكتار در شمال كشور از حوزه آستارا تا حوزه گليداغي بيش از پنجاه مترمكعب و در ساير مناطق ايران بيش از بيست متر مكعب نباشد .
با توجه به وسعت مراتع كشور حدود 46 ميليون واحد دامي مازاد برتوان مراتع از آن استفاده مي كنند و موجب فرسايش آب و خاك مي شوند . ميزان بهره برداري از مراتع نيز 7/5 برابر توان مراتع برآورده شده است كه همين بهره بردار دام مازاد هم دارد و اين در حالي است كه با وجود چراي 83 ميليون واحد دامي در مراتع كشور ظرفيت از لحاظ تأمين غذا تنها پذيراي 37 ميليون واحد دامي براي مدت 7 ماه است . بررسي ها نشان مي دهد يك خانواده در مدت 7 ماه به حداقل 500 هكتار مرتع نياز دارد و اين يعني تنها 180 هزار خانوار مي توانند از مراتع كشور استفاده كنند در حال كه در حال حاضر اين رقم 916 هزار خانوار است . در حال حاضر متوسط مرتع به ازاء هر بهره بردار 80 هكتار و 80 واحد دامي است در صورتي كه هر دامدار براي فعاليت اقتصادي بايد 230 تا 250 واحد دامي داشته باشد .
از نظر اقتصادي زيان ناشي از تخريب اكوسيستم هاي مرتعي به مراتب بيشتر از توليد علوفه ، گوشت و ساير فرآورده هاي لبني است و ادامه بهره برداري به نابودي آب و خاك مي انجامد . استفاده بي رويه از مرتع سبب افزايش جريان هاي سطحي آب (سيلاب) هم از نظر تعداد وقوع و هم از نظر حجم جريان شده است و هر ساله تعداد زيادي از خاك هاي حاصلخيز كشور از بين مي رود .
يك ارزيابي و محاسبه كه چند سال قبل در برخي از ارگان هاي بين المللي هم منتشر شده است نشان داد كه ارزش هر يك هكتار مرتع در سال معادل 232 دلار است كه 25 درصد اين ميزان مربوط به توليد و تأمين علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزشهاي زيست محيطي است و به نوعي اگر بخواهيم ارزش اقتصادي مراتع را تعيين كنيم علاوه بر توليد 7/10 ميليون تن علوفه اي كه داريم 4 برابر همين ميزان هم مراتع در ساير موارد ارزش دارند . در واقع مراتع يك ارزش مستقيم و يك ارزش غيرمستقيم دارند .
ج ـ بيابان
بر اساس تعريف كنوانسيون بين المللي بيابان زدايي اگر ميزان تبخير و تعرق به بارندگي در منطقه اي برابر يك باشد آن منطقه مرطوب يا نيمه مرطوب است . اما اگر اين نسبت (تبخير و تعرق به بارندگي سالانه) بيشتر از يك باشد آن منطقه جزء مناطق خشك و نيمه خشك طبقه بندي مي شود . بر اين اساس بيش از 90 درصد زمينهاي ايران در معرض تهديد خطر بيابان زايي قرار دارد .
ايران در كمربند كويرها و بيابان هاي دنيا واقع شده است . كمربندي كه از آفريقا شروع شده و تا صحراي گوبي در مغولستان ادامه دارد .
متوسط بارندگي كشور در سال حدود 250 ميلي متر است كه با ؟ بسيار متفاوت همراه است بطوري كه عمده بارندگي هاي ايران در البرز شمالي و قسمت هايي از زاگرس رخ مي دهد و اقليم هاي مربوط و نيمه مرطوب ايران در اين نقاط مستقر هستند . اما ميزان بارندگي در بقيه كشور به خصوص در حوزه مركزي ايران به مراتب كمتر از 250 ميلي متر در سال است . حتي در برخي از مناطق مركزي ايران ميزان بارندگي سالانه صفر گزارش شده است .
در چهار سال اخير بررسي هاي علمي و دقيقي در مورد مناطق بياباني كشور انجام شده است و بر اساس اين بررسي ها مشخص شده كه حدود 20 ميليون هكتار از عرصه هاي كشور با مشكل شن هاي روان رو به رو هستند . اين عرصه ها 6 ميليون هكتار با بحران مواجه هستند و اولويت كار با مهار اين مناطق در كشور است . كه با اتخاذ تدابيري نسبت به جلوگيري از تثبيت شن هاي روان اقداماتي صورت بگيرد .
آبخيزداري
يكي از مهمترين خسارت هايي كه به منابع طبيعي وارد مي شود از ناحيه فرسايش خاك است و آبخيزداري يكي از تبدين گزينه ها براي جلوگيري از فرسايش خاك است . امروزه آبخيزداري يكي از شيوه هاي نوين استحصال آب ، مهار و پخش سيلاب ها است كه باعث كنترل سيلاب هاي مخرب و نفوذ آب به داخل سفره هاي آب زيرزمين مي شود راهبرد اساسي كنترل سيل به تغذيه سفره هاي آب كمك مي كند و موجب مي شود كه قنات ها ، چشمه ها و چاه ها با توليد آب بيشتر بتوانند زمين هاي كشاورزي بيشتري را به زير كشت برده و در توليد محصولات غذايي بيشتر ، نقش مهمي را ايفا كنند . اين شيوه به ويژه در مناطق خشك و نيمه خشك و حواشي كوير كه معمولاً هراز گاهي با جاري شدن سيلاب هاي مخرب باد بي لحظه اي بالا مواجه هشتند بسيار موثر و راهگشا است .
مهار وكنترل سيلاب ها منجر به تجمع و انبار شده رسوبات بسيار ارزشمندي است كه حاصل فرسايش خاك مفيد و حاصلخيز مراتع و كشتزارها است و مي توان با برداشت اين رسوبات و اصلاح آن كشتزارهاي جديد ايجاد نمود .
آبخيزداري علاوه بر مهار و كنترل سيلاب ها ، نقش بساير موثري براي افزايش توليد غذا دارد ، امروزه با كمك آبخيزداري مي توان با همان منابع محدود و با مديريت درست ، بهينه و بازنگري در شيوه هاي پيشين و جايگزيني با رههاي نو به توليد مواد غذايي بيشتر و بهتري همت گماشت . آبخيزداري مديريت جامع و پايداري بر حوضه هاي آبخيز است .
خصوصيات اقليمي و رستني هاي ايران
موقعيت جغرافيايي
 
كشور ايران ، بين َ40 – 25 و َ45 – 39 عرض شمالي واقع و قسمت عمده فلات ايران را تشكيل مي دهد . فلات ايران از هر طرف محصور به كوه هاي مرتفعي است كه همانند ديواري عظيم آن را احاطه كرده و به طور موازي با درياها و مرزها قرار گرفته است . به طور كلي ايران را از لحاظ پستي و بلندي اراضي به چهار منطقه يا طبقه تقسيم كرده اند :
-      طبقه اول نواحي كه تا 500 متر بالاي سطح اقيانوس ها مي باشد .
-      طبقه دوم نواحي كه از 500 متر تا 1000 متر بالاي سطح اقيانوسها است.
-      طبقه سوم شامل نواحي واقع بين 1000 تا 2000 متر مي باشد.
-      طبقه چارم نواحي كه در ارتفاع بيش از 2000 متر واقع شده اند .
 
طبقه اول
طبقه اول مناطقي است كه در نواحي پست واقع شده است و ارتفاع آنها بين 25 متر زير سطح اقيانوس تا 500 متر بالاي سطح آب است ، شامل سواحل درياي خزر مي باشد . به علاوه قسمت كوچكي در حدود قصرشيرين ، پس از آن نزديكي مهران ، سپس در امتداد مرز عراق ( حدود بندر ديلم ) به فاصله چند كيلومتر تا دهلران و جلگه خوزستان ، لرستان و بختياري مي باشد . جلگه هايي نيز در امتداد خليج فارس واقع هستند كه عرض آنها از 30 تا 70 كيلومتر متفاوت مي باشد . جزاير خليج فارس و تنگه هرمز جزو اين نواحي هستند . جلگه بندرعباس و ميناب و جلگه دشت ياري از چابهار تا مرز پاكستان مساحتي وسيع را به همراه دارد . جلگه بمپور تا ايرانشهر و از طرف ديگر كوير لوت شامل شوره گز ، لوت زنگي احمد و شهداد از 400 تا 600 متر ارتفاع دارد. قسمتي از جلگه سيستان و همچنين جلگه سرخس و دره گز جز اين طبقه محسوب مي شود .
طبقه دوم
شامل سرزمينهايي است كه از 500 تا 1000 متر ارتفاع دارد و بين طبقه اول و فلات ايران واقع شده اند . نواحي وسيعي در مشرق و جنوب شرقي كشور كه كويرهاي بزرگ ايران را تشكيل مي دهند جزو اين طبقه محسوب مي شوند . از جنوب شهرري به طرف ورامين و گرمسار ، شرق قم و از آنجا به طرف شرق و جنوب شرقي شامل درياچه حوض سلطان ، دشت كوير ، كوير نمك ، كوير بجستان در خراسان از تربت جام تا مرز افغانستان و در امتداد هريرود تا دهانه ذوالفقار ، دره كشف رود تا مشهد ، در جنوب خواف تا مرز افغانستان شامل دشت نااميد ، كوير لوت و كوير كرمان تا فهرج مي باشد. قسمت مهمي از دامنه هاي جيرفت جزو اين طبقه واقع شده اند . از خصوصيات اين منطقه ، در تابستان هوا گرم و خشك و در زمستان هوا نسبتا ملايم مي باشد .
 
طبقه سوم
طبقه سوم شامل سرزمينهايي است كه بين 1000 تا 2000 متر و بين طبقه دوم و كوهستان ايران قرار گرفته اند . تقريبا تمام قسمتهاي آباد فلات ايران جزو اين طبقه است ، آذربايجان ، كردستان ، بيجار و مناطق زراعتي غرب به جز نواحي مرزي كه جزو طبقه اول ذكر شده اند ديگر قسمتها شامل همدان ، اراك ، اصفهان ، بروجرد ، خرم آباد ، شمال فارس ، قسمتي از كرمان ، شمال خراسان ، نيشابور ، كاشمر ، تربت حيدريه ، قوچان و نواحي مركزي ايران و شهرستانهاي واقع در كوه هاي زاگرس جزو اين طبقه ميباشند . به طور كلي از خصوصيات اين منطقه تابستانهاي نسبتا ملايم و زمستانهاي سرد است .
 
طبقه چهارم
بخشهايي است كه در ارتفاعات بيش از 2000 متر قرار گرفته اند و شامل مناطق كوهستاني ايران است . به طور كلي اين طبقه شامل نواحي سردسيري ايران مي باشد كه تابستانهاي ملايم و زمستانهاي بسيار سرد و طولاني دارد.
انتخاب گونه :
كليات :
فكر توسعه جنگل و افزايش فضاي سبز، سالهاست كه از طريق دستگاه هاي تحقيقاتي و علمي كشور تعقيب مي شود ، ليكن ، پيچيدگي و عدم يكنواختي اقليم و كمبود اطلاعات پايه اي ، متأسفانه سبب گرديده تا هيچگاه جلسات كارشناسي در زمينه معرفي گونه هاي گياهي مناسب براي مناطق مختلف كشور به نتيجه نرسد .
البته همانطوريكه استحضار داريد ، هر كار تحقيقي در زمينه گياهان مستلزم چندين سال كار مستمر و مفيد است . به علت عدم وجود انسجام كافي در دستگاه هاي تحقيقاتي و علمي كشور ، خصوصاً كمبود پرسنل محقق و نبود يك برنامه مدون و جامع ، متأسفانه فعاليتهاي پراكنده واحدهاي مختلف ، تاكنون نتوانسته در يك جا مورد جمع بندي و اظهار نظر كارشناسي قرار گيرد . از اينرو كاشت گياهان صرفاً با در نظر گرفتن تجربيات موجود محلي ، در مناطق مختلف كشور صورت گرفته ، چنانچه در مناطقي كه تجربه و عدم وجود اطلاعات كافي سبب شده است كه مسئولين اجرائي عملاً با سردرگمي در انتخاب پوشش گياهي مناسب روبرو گشته ، چه بسا كاشت بسياري از گونه ها با صرف هزينه زيادي ، با شكست روبرو مي گردد .
معيارهاي انتخاب گونه هاي درختي  :
به طور مستمر ، اگر هدف توليد چوب باشد ، آسانترين روش براي جنگلكاري ، انتخاب گونه هاي بومي است . ليكن واقعيت اينست كه ، تعداد معدودي از گونه هاي پهن برگ بومي ، قابليت چوبدهي و اصولاً صنعتي بودن را دارند و معمولاً ، اكثر گونه هاي صنعتي بومي ، نظير چنار و گردو ، نياز آبي بالايي داشته و در حاشيه آبراهه ها مي رويند .
اين حقيقت مسلم گرديده كه ، درختان سوزني برگ ، با تحمل زياد نسبت به خشكي ، از رشد قابل ملاحظه اي نيز برخوردار ، و چوب آنها نيز در صنعت خصوصاً كاغذسازي ، الوار و تهيه تيرهاي چوبي و ساير مصارف ارزش والايي دارند . علاوه بر اين ، هميشه سبز بودن برگان ، موجب جذابيت آنها در ايجاد فضاي سبز گرديده است .
هر يك از گونه هاي درختي و درختچه اي ، سرشت اكولوژيك خاصي داشته ، مناطق ويژه اي از طبيعت را پوشش مي دهد . از اين گذشته تعداد زيادي از گونه هاي غير بومي ، از ده ها سال پيش ، وارد كشور شده و از خود چنان سازگاري نشان داده اند كه ، در بسياري از موارد ، حتي از گونه هاي بومي نيز موفق تر نشان داده اند .
اگر چه بسياري از مناطق كشور ، انتخاب گونه هاي غيربومي ، محدوديت زيادي ندارد ، ولي در برخي ديگر محدوديت ها بسيار قابل توجه است ، مخصوصاً از لحاظ آفات و بيماري ها ، اگر چه گونه هاي درختي فراواني در ساير كشورهاي هم اقليم با ايران وجود دارد ، و كاملاً مناسب كشورمان هستند ، اما از نظر تحمل موانع و محدوديت هاي محلي و نيز انتشار آفات و بيماري ها ، نياز به تحقيقات همه جانبه دارند .
يقيناً كاشت گونه هاي غيربومي در همه دنيا متداول است ، اين بدان جهت داراي اهميت است كه ، برخي گونه هاي غيربومي نسبت به موطن اصلي خود ، از رشد طولي و حجمي به مراتب بالاتري برخوردار شده اند ، كه هر طبيعت دوستي را به خود جلب مي نمايد ، مثل :
كاج رادياتاي كاليفورنيا Pinus radiata كه در شيلي ، نيوزلند و زيمبابوه كاشته شده و يا كاج كنتورتاي آمريكا و نئول كانادا Pinus contorta , Picea sitchensis  كه در اروپا به وقور كاشته شده و نيز اكاليپتوس كامال دولنسيس استراليا Eucalyptus camaldulensis كه گونه اخير در تركيه و ايران و بسياري از كشورهاي مديترانه اي نيمه مرطوب كاشته شده و همچنين سرو نقره اي آريزوناي آمريكا Cupressus arizonica كه در موطن اصلي ، درخت كوچك اندام و بسيار ضعيفي است اما در ايران بسياري موفق و سريع الرشد بوده است و جنگلكاري ديم با اين گونه در اسكولك رستم آباد گيلان مويد اين واقعيت است .
از نظر اكولوژيكي رعايت روشنايي پشند و يا سايه پسند بودن نهالها الزامي است : مثلاً : نهال گلابي وحشي و بادامك روشنايي پسند هستند و در عوض نهال بنه و بلوط نيمه سايه پسندند .
مسائل ريز تخصصي مربوط به خاك ، نور و روبت ، عمدتاً در داخل هر طرح اجرايي مورد بررسي قرار مي‌گيرد ، ولي اگر مشكل مربوط به عوامل حرارت باشد ، در كل اقليم بايد بررسي شود .
روش انتخاب گونه هاي درختي:
معمولاً ، قبل از آن كه درخت در اثر كمبودهاي ادافيكي (آب و خاك) تلف شود ، اقليم و در رأس همه ، درجه حرارت محيط است كه تعيين كننده مكان صحيح استقرار درخت خواهد بود . از ديدگاه اكولوژيكي درختان جنگلي به سه دسته تقسيم مي شوند :
1-                درختان گرمسيري
2-                درختان سردسيري
3-                درختان مناطق معتدله
1- درختان گرمسيري :
در انتخاب گونه ، درختان مستعد مناطق گرمسيري جنوب كشور ، به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف : درختاني كه به هيچ وجه تحمل يخبندان را ندارند ، نظير : كهورايراني Prosopis spicigera اين گونه مناطق ، در سواحل درياي عمان و نيمه شرقي خليج فارس ديده مي شود .
ب : درختاني كه قادر به تحمل يخبندان تا 5 درجه زير صفر هستند و در شرايط سرماي 10 درجه زير سفر كاملاً خشك مي شوند مانند : درخت شيشم Dalbergia sissoo و اكاليپتوس Eucalyptus camaldulensis .
قصر شيرين ،‌خوزستان ، نيمه شمالي استان بوشهر ، جنوب فارس ، جنوب كرمان و مناطق بمپور و ايرانشهر و جازموريان جزء اين مناطق هستند و همينطور جلگه مازندران با يك مجموع حرارتي كمتر پذيراي تمامي گونه‌هاي اين زير بخش خواهد بود . البته به دليل كمبود حرارت ، رشد آنها نيز كمتر خواهد بود .
2- درختان سردسيري
مناطق مستعد اين گونه ها ، عموماً در ارتفاعات فوقاني كوهستانهاي كشور ديده مي شوند .
اين مناطق نيز خود به دو دسته تقسيم مي گردند :
ج : درختان سرما پسندي كه قادر باشند به طور معمول تا 20 درجه زير صفر را تحمل نمايند و حتي در شرايط بحراني قادر به تحمل تا دماي منهاي 25 درجه سانتيگراد باشند . (نظير كاج سياه) اين گونه مناطق عمدتاً در آذربايجان ، كرمانشاه و تا حدودي در بخشهاي كوهستاني خراسان و كرمان ديده مي شوند . از درختان بومي كه در اين گروه وجود دارند به طور ويول Quercus libanii و تنگرس Ramnus pallasii را مي توان نام برد .
د : درختاني كه قادر به تحمل سرماي بيش از 25 درجه سانتيگراد زير صفر مي باشند و خاص مناطق سرحداتكوهستانها هستند . گونه هايي نظير : كاج جنگلي Pinus sylvestris و كاج نوئل سبز Picca cxcelsa و از گونه هاي بومي : مازودار Quercus infectoria var . boissieri و نوعي بادام چغالك Amygdalus urumiensis در اين گروه قرار دارند .
3- درختان مناطق معتدله :
اين درختان عموماً جزو گونه هاي مديرترانه اي محسوب شده ، ما بين گونه هاي سردسيري قرار دارند و خود نيز به دو دسته تقسيم مي گردند :
ه : درختاني كه به طور متوسط مي توانند سرماي تا (10-) درجه سانتيگراد را تحمل نمايند و سرماي اتفاقي و گذار تا (15-)* درجه نيز برايش قابل تحمل بوده ليكن ، بيش از آن موجب خشكيدن درخت خواهد شد نظير:
 زربين Cupressus sempervirens var . horizontalis و زيتون Olea europaea و از ميان بوته ها و درختچه ها (مورد) معرف مناطق خاص اين گروه مي باشد . كارزون ، فسا ، شمال فيروزآباد فارس ، تنگ سولك ، ممسني ، ايذه ، دهدز ، تنگ ملاوي ، پل ذهاب ، خاش ، مرزن آباد ، رودبار و منجيل ، همچنين دشت گرگان ، دشت مغان ، قم و سرخس در اين گروه جاي دارند . به علاوه جلگه گيلان با بارندگي بيشتر چنانچه دقتهاي لازم در رعايت مسائل ادافيكي (زهكشي) آن بشود ، جزو اين زير بخش قرار مي گيرد (زون 4)
و : درختاني كه معمولاً سرماي تا منهاي 15 درجه را تحمل مي نمايند و در شرايط موقت و اتفاقي ، قادر به تحمل تا منهاي 20 درجه سانتي گراد نيز مي باشند . گونه هاي سوزني برگ مناسب اين مناطق عبارتند از : درخت سرو نقره اي Cedrus deodara . Cupressus arizonica و كاج تهران Pinus eldarica و گونه هاي بومي معرف آن عبارتند از : ارژن Amygdalus lycioides و پسته معمولي Pistacia vera ، بلوط ايراني Quercus brantii و سماق Rhus coriaria .
تحليل مباني تعيين گونه در جنگلكاري ها :
فلات ايران همانطوريكه گفته شد ، منطقه اي است خشك و با اقليمي شبه مديترانه اي ، بنابراين به جز نوار گرم جنوب كشور همچنين كويرهاي خشك و شور مركزي ، در بقيه نقاط مي بايستي ، همواره ضمن استفاده از گونه هاي محلي ، در صورن نياز از درختان خاص مناطق مديترانه اي استفاده گردد . بطوريكه قادر باشند ، فصل خشك تابستان را تحمل نمايند . تحت اين شرايط ، درختان جنگلي بر حسب نياز به ، مجموع حرارتي يك دوره رويش كامل ، جايگاه خود را در اقاليم مختلف سردسيري ، معتدله و گرمسيري تعيين مي نمايند .
اكنون ببينيم كه ، درختان خاص يك اقليم ، چگونه جايگاه دقيقتر خود را مشخص مي نمايند :
با عمل به اين كه عوامل خاكي (ادافيكي) آخرين مرحله تعيين گونه درختان در هر ناحيه حرارتي است ، (زيرا قبل از آن در مقياس منطقه اي اين مينيمم درجه حرارت محيط است كه ، مي تواند متوقف كننده توسعه يك درخت باشد) ، به بررسي بيشتر موضوع درباره چند درخت شاخص مي پردازيم :
مثال اول : در منطقه معتدله درخت سرو زربين حداقل قادر است تا منهاي 10 درجه زير صفر را تحمل نمايد . سرماي زودگذر تا منهاي15 درجه سانتيگراد نيز براي آن قابل تحمل مي باشد ، ليكن بيش از آن موجب خشكيدن درخت خواهد بود . با قبول اين واقعيت كه درختان مناطق معتدله براي رشد خود حتماً نيازمند تحريك سرماي زمستانه مي باشند به ارزش اين مطلب پي خواهيد برد .
مثال دوم : در مورد درخت سرو نقره اي ، اين درخت چنانچه در محيطي با سرماي بيش از 20 درجه سانتيگراد زير صفر قرار گيرد خواهد خشكيد . بنابراين همواره مي بايستي در يك دامنه كوه ، سرو نقره اي را بالاتر از زربين ببينيم .
البته اگر چنانچه ، تمامي موارد فوق رعايت گردند بدون رعايت دقيق مسائل خاكي موفق درخت ميسر نخواهد شد . درخت زربين گونه ايست كه اراضي سنگلاخي با خاك عمق را مي پسندد . اين درخت خاكهاي قليائي را ترجيح مي دهد و البته از شوري گريزان است . چنانچه رطوبت نسبي هوا در طول تابستان از 40 درصد كمتر نباشد قادر به تحمل بارندگي ساليانه حداقل 300 ميليمتر در سال مي باشد .
متأسفانه بررسي همه عوامل فوق الذكر در عرصه منابع طبيعي ، به فوريت براي يك كارشناس در شرايط فعلي مقدور نيست . لذا راه حل بهره گيري از گونه هاي معرف به كمك كارشناس آمده ، تا در انتخاب محل كاشت او ا ياري نمايد . و اما چگونه ....
معمولاً شرايطي را كه براي كشت سرو زربين متذكر شديم ، براي بسياري ديگر از گونه هاي همراه نيز صادق است . بنابراين بايد گفت كه درخت زربين در يك جامعه گياهي قرار مي گيرد كه همگي نياز مشابه اي دارند . جامعه شناسي گياهي حكم مي كند كه هر جا كه درختچه مورد Myrtus sp و يا درخت زيتون Olea sp ديده شوند ، قطعاً محيط مناسبي براي كاشت درخت سرو زربين باشد .
همچنين ، محدوده توسعه درخت آزاد (ارتفاع از سطح دريا) در جنگلهاي شمال ، مترادف با توسعه درختاني نظير :سرو نقره اي ، كاج بروسيا و سدروس مي باشد . در خارج از شمال نياز جوامع جنگلي متشكل از : پسته ، سماق و بسياري از زالزالك ها مشخص كننده اراضي مناسب براي كشت سوزني برگان غيربومي فوق الذكر مي باشد . راشستانهاي شمال ايران ، شباهت زيادي به راشستانهاي شمال كشور تركيه دارد . در تركيه راش همراه با Picea orientalis و Abies bommulleriana ديده مي شوند و از اينرو كشت Pisea و Abies در راشستانهاي ايران تقليدي است از طبيعت .
هدف از ايجاد فضاي سبز
1-               زيباي سازي فضاي شهري
2-               ايجاد اكوسيستم هاي فعال طبيعي در فضاي شهري جهت بهبود كيفيت زيست محيطي
3-               تركيبي از دو هدف فوق
با نگاهي سطحي به آنچه در تهران فضاي سبز ناميده مي شود آشكار مي گردد كه در اينجا هدف اصلي زيبا سازي فضاي شهري بوده است ؛ زيرا اين فضاي سبز كه بيشتر از درختان و درختچه هاي  سبز تصفيه اي مي باشد . البته در اين واقعيت كه حتي چمنكاري براي محيط اطراف خود تاثير مثبت مي گذارد شكي نيست .
چمنكاري علاوه بر اثرات ميكرو كليماتيك به دليل برخورداري از رنگ آرامش بخش سبز . اثرات مثبتي چشمان و روان بيننده مي گذارد . لكن شهري با آلودگي تهران بيشتر نيازمند به اكوسيستمهاي طبيعي ، پرتحرك و فعال جهت بهبود شرايط زيست در شهر است تا زيبا سازي صرف . به عنوان مثال در ميدانهاي فردوسي يا ولي عصر ، با يك چنين ترافيك سنگيني بهتر مي بود به عوض حوض و فواره درختچه هاي هميشه سبزو چمنكاري ، فضاي سبزي احداث گردد كه بتواند به تصفيه هوا كمك كند و يا پارك شهر ؛ زماني كه اين پارك بنا گرديد ، هدف اصلي از احداث آن رسيدن به يك زيبايي هندسي بوده است . ولي امروز ارزش فرهنگي تاريخي ، پارك شهر به مراتب بيشتر از اثرات زيست محيطي آن است . يكي از مشكلات اساسي ، نا معين بودن تعريف فضاي سبز در تهران مي باشد ؛ در حال حاضر آنچه از خاك مي رويد جزو فضاي سبز تلقي مي گردد. از نوارهاي سبز باريك ميان بزرگراهها گرفته تا چمنكاري پارك كودكان ، مدارس ، بيمارستانها، و غيره.
سوزني برگان به علت هميشه سبز بودن و در نتيجه فتو سنتز ممتد در مقابل آلودگي هاي هوا بسيار حساس بوده و پس از گذرانيدن دوره خود باز سازي و حد تحمل آلودگي به يكباره بطور كامل از بين خواهد رفت.
خسارت زيست محيطي معمولاً زماني نمايان مي گردند كه كار از كار گذشته است . در حقيقت هنر اكولوژيست محيط زيست شناس در پيش بيني و پيشگيري از خطرات بالقوه و احتمالي است . اما در طراحي فضاي سبز تعادل بخشنده و طبق قوانين اكولوژيك خود باز سازنده و فعال فضاي سبزي است كه حداقل  نشان دهنده خصوصيات زير باشد .
1-               وسعتي معالد 5/0 هكتار (به عرض حدود 40 متر)
2-                اين متناسب با شرايط اكولوژيك منطقه درختكاري شده و براي اين كار حتي الامكان از درختان تهي برگ استفاده گردد.
3-               تا حد امكان از ايجاد فضاي سبز تك نوعي خودداري شده به درختكاري مخلوط اولويت داده شود .
4-               از آنجا كه يك چنين فضاي سبز رد شهر تهران بايستي از يك موجود پر تحرك بوده و از سوي ديگر تاب و تحمل بار آلودگي تهران را داشته باشد بايستي از گونه هاي مقاوم رد برابر آلودگي هوا استفاده به عمل آيد.
5-                هدف نهايي از چنين طرحي بايستي علاوه بر تاثير گذاري مثبت آلودگي هوا ، ايجاد يك بيوتيپ طبيعي براي پرندگان شهر زي (و يا بالاجبار شهر زي ) مانند انواع گنجشكها ، سار زاغي و غيره و نيز تفرجگاهي براي ساكنين شهر باشد .
البته در صورت راه افتادن كي چنين سيستم طبيعي ، پرندگان و حتي پرندگاني كه مدتهاست از تهران مهاجرت كرده اند خود بخود به اين زيستگاهها روي خواهند آورد.
 آلودگي : آلودگي عبارت است از اضافه شدن ماده يا صورتي از انرژي (گرما ، صدا، راديو اكتيويته و غيره ) كه بالقوه براي جانوران زيان آور باشد به محيط با نرخي سريعتر از آنچه مي تواند خود را با آن همساز كند.
فضاي سبز شهري : از نظر زيست محيطي فضاي سبز شهري عبارتست از فضاي متشكل از گياهان با ساخت شبه جنگلي و برخوردار از بازدهي اكولوژيك زيست محيطي معين متناسب با شرايط زيست محيطي حاكم بر محيط زيست شهر
فضاي سبز حاشيه خيابانها
تعريف: درختكاري دو سويخيابان اصلي روستا از ابتدا تا انتهاي مسير
هدف: تامينچشم انداز و منظره مناسب در خيابان اصلي روستا
نيازها: كمكبه تامين مصالح لازم براي محوطه‌سازي و تامين آب
بوستان مهر
تعريف: ايجاد فضاي سبز مناسب براي گذران اوقات فراغت وهمچنين زمين بازي براي كودكان روستا. زمين اين طرح در كنار مدرسه روستا موجود وظاهرا وقف شده است. تامين يك‌صد اصله نهال ترئيني اين طرح انجام و پيش‌بيني شده تامسئوليت كاشت و نگهداري درختان به دانش‌آموزان مدارس دُماب سپرده شود. با تلاش آقايمهندس فرهنگ حقيقت نقشه برداري آن انجام و طرح محوطه سازي نيز تهيه شدهاست.
هدف: تامين فضاي فراغتي و بازي براي كودكان.
نيازها: كمك به تامين مصالح لازم براي محوطه‌سازي
درك و تعريف خشكسالي
مفهوم خشكسالي :
          خشكسالي حالتي نرمال و مستمر از اقليم است . گرچه بسياري به اشتباه آن را واقعه اي تصادفي و نادر مي پندارند . اين پديده تقريباً در تمامي مناطق اقليمي رخ مي دهد ، گرچه مشخصات آن از يك منطقه به منطقه ديگر كاملاً تفاوت مي كند . خشكسالي يك اختلال موقتي است و با خشكي تفاوت دارد چرا كه خشكي صرفاً محدود به مناطقي با بارندگي اندك است و حالتي دائمي از اقليم مي باشد .
          خشكسالي جزء‌ بلاياي طبيعي نامحسوس است . گر چه تعاريف متفاوتي براي اين پديده ارائه شده ليكن در كل حاصل كمبود بارش در طي يك دوره ممتد زماني معمولاً يك فصل يا بيشتر مي باشد . اين كمبود منجر به نقصان آب براي برخي فعاليت ها ، گروهها و يا يك بخش زيست محيطي مي شود . خشكسالي بايستي در رابطه با برخي شرايط متوسط درازمدت از موازنه مابين بارش و تبخير و تعرق درنظر گرفته شود ، معمولاً در هر منطقه اي يك شرايط خاص بعنوان “ نرمال ” تعريف مي شود .
  بعلاوه اين پديده با زمان ( فصل اصلي وقوع اين پديده ، تأخير در شروع فصل باراني، وقوع بارش در ارتباط با مراحل اصلي رشد گياه ) و نيز مؤثر بودن بارش ها ( شدت ، بارش ، تعداد رخدادهاي بارندگي ) مرتبط است .
 ساير فاكتورهاي اقليمي نظير دماي بالا ، باد شديد و رطوبت نسبي پايين تر غالباً در بسياري از نقاط جهان با اين پديده همراه شده و مي توانند به طرز قابل ملاحظه بر شدت آن بيفزايند .
          خشكسالي را نبايست صرفاً بعنوان پديده اي كاملاً فيزيكي يا طبيعي درنظر گرفت . تأثيرات آن در جامعه ماحصل ايفا نقشي مابين يك رخداد طبيعي ( بارش كمتر از حد مورد انتظار به دليل تغييرات اقليمي ) و نياز مردم به منابع تأمين آب مي باشد . انسانها معمولاً از تأثيرات خشكسالي لطمه مي بينند خشكسالي هاي اخير در هر دو گروه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه نتايج اقتصادي ، تأثيرات زيست محيطي و دشواريهاي شخصي به بار آورده كه جملگي باعث شده اند كه آسيب پذيري تمامي جوامع به اين پديده زيانبخش طبيعي مدنظر قرار گيرد . 
دو نوع تعريف كلي خشكسالي وجود دارد :
 مفهومي و عملي
تعريف مفهومي خشكسالي :
تعاريف مفهومي كه در قالب اصطلاحاتي كلي بيان مي شده به افراد كمك مي كند تا مفهوم خشكسالي را درك كنند . بعنوان مثال “ خشكسالي عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعي و كاهش عملكرد مي شود ” .
تعاريف مفهومي در تبيين سياستگزاري در زمينه خشكسالي نيز حائز اهميت است . مثلاً خط مشي ( سياست كلي ) در زمينه خشكسالي در استراليا تلفيقي از آگاهي نسبت به تغييرپذيري نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالي مي باشد .
 اين كشور ، كمك هاي مالي به زارعان را صرفاً در رخداد “ خشكسالي هاي استثنايي ” بلاخص زماني كه شرايط خشكسالي حادتر از مواردي است كه بعنوان جزيي از ريسك عادي مديريت پروژه درنظر گرفته مي شود ، ارائه   مي كند . تشخيص خشكسالي هاي استثنايي مبتني بر ارزيابي هاي علمي است . پيش از اين زماني كه خشكسالي از نقطه نظر سياستگزاري كمتر تعريف شده بود و زارعان درك درستي از آن نداشتند ، برخي كشاورزان در مناطق اقليمي نيمه خشك استراليا هر چند سال يكبار تقاضاي كمكهايي براي مقابله با خشكسالي داشتند .
 تعريف عملي خشكسالي : تعاريف عملي به افراد كمك مي كند تا شروع ، خاتمه و درجه شدت خشكسالي را تشخيص دهند . براي تعيين شروع خشكسالي تعاريف عملي ، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهاي اقليمي در طول يك دوره زماني را مشخص مي كند . اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلي نسبت به متوسط هاي گذشته كه غالباً مبتني بر دوره آماري30 ساله است انجام مي شود .
 حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالي ( مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زماني مشخص) معمولاً‌ بيشتر به صورت قراردادي انتخاب مي شود تا بر مبناي رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط . در تعريفي عملي از خشكسالي براي كشاورزي مقدار بارندگي روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه مي شود تا سرعت ( نرخ ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالي بر رفتار گياه ( يعني رشد و عملكرد ) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد .
تعاريفي نظير اين مورد را مي توان در ارزيابي عملي شدت و اثرات خشكسالي براساس متغيرهاي هواشناسي ، رطوبت خاك و شرايط گياه در طي فصل رشد مورد استفاده قرار داد و مستمراً تأثير بالقوه اين شرايط را بر عملكرد نهايي ارزيابي كرد . بعلاوه اين تعاريف عملي در تحليل تناوب شدت و تداوم خشكسالي براي يك دوره تاريخي مفروض نيز كاربرد دارند . ليكن چنين تعاريفي نيازمند داده هاي جوي در مقياس هاي زماني ساعتي، روزانه ، ماهانه و ساير مقاطع زماني و احتمالاً داده هاي مربوط به تأثير پذيري از پديده نظير عملكرد محصول بسته به ماهيت تعريف ، مورد استفاده قرار مي گيرند .تدوين ماهيت اقليم شناسي خشكسالي يك منطقه ، و درك بيشتري از خصوصيات و احتمال وقوع مجدد در شدت هاي مختلف اين پديده بدست مي دهد .
اطلاعاتي از اين نوع در تهيه راهبردهاي تقليل اثرات و واكنش اين پديده و طرحهاي آمادگي بسيار سودمند است .
 
جنبه هاي مختلف در زمينه خشكسالي :
هواشناسي ، هيدرولوژيكي ، كشاورزي و اقتصادي - اجتماعي
         
خشكسالي هواشناسي
معمولاً براساس درجه خشكي ( در مقايسه با مقادير نرمال يا ميانگين ) و طول دوره خشكي تعريف مي شود . تعاريف خشكسالي هواشناسي بايستي به صورت موردي براي هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا كه شرايط جوي كه موجب كمبود بارش مي شود ، از منطقه اي به منطقه ديگر شديداً تغيير مي كند .
بعنوان مثال برخي تعاريف خشكسالي هواشناسي معرف دوره هايي از خشكسالي براساس تعداد روزهايي با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص هستند . اين سنجه صرفاً براي مناطقي كه مشخصاً داراي رژيم هاي بارندگي ادواري هستند مانند جنگل هاي استوايي ، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرضهاي مياني مناسب است .
 مناطقي نظير مانائوس ( برزيل ) نيواورلئان لوئيزيانا ( آمريكا ) و لندن ( انگليس ) مثالهايي از اين مناطقند . مشخصه ساير مناطق اقليمي الگوي بارش فصلي است . نظير مناطق مركزي آمريكا ، شمال شرق برزيل ، غرب آفريقا و شمال استراليا .
وجود دوره هايي طولاني بدون بارندگي امري عادي در مناطقي نظير اوباها ، نبراسكا( آمريكا ) ، فورتالزا ، سئار ( برزيل ) و داروين ( استراليا ) است . در اين موارد ، تعريفي مبتني بر تعداد روزهايي با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غير واقعي است . درساير تعاريف رابطه اي مابين ميزان انحراف واقعي بارش به مقادير متوسط ماهانه ، فصلي يا سالانه برقرار مي شود .
 خشكسالي كشاورزي :
خشكسالي كشاورزي اثرات ويژگيهاي مختلف هواشناسي يا هيدرولوژيكي خشكسالي را به اين پديده كشاورزي بويژه كمبود بارش ، اختلاف بين تبخير و تعرق واقعي و پتانسيل ، كمبود رطوبت خاك ، افت سطح آب زيرزميني يا مخزن و مرتبط مي سازد . نياز آبي گياه بستگي به شرايط جوي غالب ، خصوصيات زيستي گياه خاص ، مرحله رشد آن و خصوصيات فيزيكي و بيولوژيكي خاك دارد .
 تعريفي خوب از خشكسالي كشاورزي آن است كه بتواند حساسيت متغير گياهان زراعي را در طي مراحل نمو گياه از سبز شدن تا بلوغ لحاظ نمايد . كمبود رطوبت در لايه هاي فوقاني خاك به هنگام كاشت مي تواند باعث تأخير جوانه زني شود كه موجب كاهش تراكم بوته در هكتار و نقصان عملكرد نهايي گردد .
 ليكن چنانچه رطوبت خاك فوقاني(سطح الارضي) براي نيازهاي مراحل اوليه رشد كافي باشد كمبودهاي رطوبتي درلايه هاي زيرين خاك در صورت تأمين نيازهاي آبي گياه بوسيله بارندگي يا آبياري بر عملكرد نهايي گياه تأثير چنداني نخواهد داشت .
 خشكسالي هيدرولوژيكي :
خشكسسالي هيدرولوژيكي با تأثيرات دوره هايي از نقصان ريزش هاي جوي ( شامل برف ) بر منابع تأمين هاي آبهاي زيرزميني يا سطحي همراه مي شود ( جريان رودخانه ها ، مخازن ، درياچه ها و آب زيرزميني ) .
          فراواني و شدت خشكسالي هاي هيدرولوژيكي غالباً‌در مقياس يك آبخيز يا حوزه آبريز رودخانه بيان مي شود . گرچه همه خشكسالي ها از كمبود بارش منشأ مي گيرند ليكن هيدرولوژيست ها بيشتر به اين موضوع توجه دارند كه اين كمبود چگونه در سيستم هيدرولوژيكي ظاهر مي شود ؟ خشكسالي هاي هيدرولوژيكي معمولاً‌ با تأخير بيشتري نسبت به خشكسالي هاي هواشناسي يا كشاورزي رخ مي دهند .
زمان بيشتري طول مي كشد تا اثر كمبود بارش در اجزاء سيستم هيدرولوژيكي نظير رطوبت خاك ، جريان رودخانه و سطح مخازن و آبهاي زيرزمييي نمايان شود . در نتيجه زمان اين تأثيرات با ساير موارد موجود در ديگر بخشهاي اقتصادي يكسان نيستند چرا كه بخشهاي مختلفي براي تأمين آب موردنياز خود به اين منابع متكي هستند.
 مثلاً كمبود بارش مي تواند موجب تخليه سريع رطوبت خاك شود كه تقريباً بلافاصله براي متخصصان كشاورزي مشهود است ولي اين كمبود بر سطح آب مخازن تا ماهها بر توليد نيروي برق آبي يا مصارف تفريحي تأثير نمي گذارد .
 بعلاوه آب موجود در سيستم هاي ذخيره هيدرولوژيكي ( مثلاً مخازن ، رودخانه ها ) معمولاً در مقاصدي مختلف و رقابتي ( مانند كنترل سيلاب ، آبياري ، تفرج ، كشتيراني ، نيروي برق آبي ، زيستگاههاي حيات وحش ) بكار مي رود . رقابت بر سر آب در اين سيستم هاي ذخيره اي در طي دوره خشكسالي شدت مي گيرد و منازعات مابين استفاده كنندگان آب به طرز قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد .
 خشكسالي هيدرولوژيكي و آمايش سرزمين ( كاربري اراضي )
گر چه اقليم عامل اوليه اي در بروز خشكسالي هيدرولوژيكي است ولي ساير عوامل نظير تغييرات كاربري اراضي ( مانند جنگل زدايي ) ، تخريب اراضي و ساخت سدها همگي بر خصوصيات هيدرولوژيكي حوزه اثر مي گذارند .
چون مناطق مختلف بوسيله سيستم هاي هيدرولوژيكي به هم مرتبطند ، تأثير خشكسالي هيدرولوژيكي به مرزهايي فراتر از منطقه كمبود بارش گسترش يابد . مثلاً خشكسالي هواشناسي ممكن است شديداً بخش هايي از شمال كوههاي راكي و دشت هاي بزرگ شمالي آمريكا را تحت تأثير قرار دهد ليكن از آنجا كه رودخانه ميسوري و شاخه هايش اين منطقه را به سمت جنوب زهكشي مي كنند امكان بروز تأثيرات هيدرولوژيكي مشهودي در پايين دست جريان وجود دارد . مشابهاً ، تغييرات در كاربري اراضي بالا دست مي تواند خصوصيات هيدرولوژيكي نظير مقادير نفوذ و رواناب را تغيير داده و باعث متغيرتر شدن جريان و تشديد رخداد خشكسالي هيدرولوژيكي در پايين دست شود .
 مثلاً در كشور بنگلادش فراواني وقوع كم آبي به دليل تغيير كاربري اراضي كه داخل كشور و كشورهاي همسايه رخ داده ، افزايش يافته است . تغيير نحوه استفاده از اراضي يكي از راههايي است كه طي آن فعاليت هاي بشر فراواني پديده كم آبي را حتي بدون آنكه تغييري در وقوع خشكسالي هاي هواشناسي مشاهده شده باشد ، تغيير مي دهد .
پيامد اثرات خشكسالي :
پيامد اثرات توأم با خشكسالي هاي هواشناسي ، كشاورزي و هيدرولوژيكي تفاوت هاي آنها را بيشتر آشكار مي كند . زماني كه خشكسالي آغاز مي شود ، بخش كشاورزي بدليل وابستگي بيش از حد به ذخيره رطوبتي خاك ، معمولاً نخستين بخشي است كه تحت تأثير قرار مي گيرد . در طي دوره هاي ممتد خشكي ، چنانچه كمبود بارش ادامه يابد ، رطوبت خاك به سرعت تخليه مي شود در اين صورت اتكاء مردم به ساير منابع آبي بايستي تأثيرات اين كمبود را مرتفع سازد مثلاً آنهايي كه متكي به منابع آبهاي سطحي ( نظير مخازن و درياچه ها ) و آبهاي زيرزميني هستند معمولاً ديرتر از سايرين تحت تأثير قرار مي گيرند . يك خشكسالي كوتاه مدت كه 3 تا 6 ماه به طول مي انجامد بسته به خصوصيات هيدرولوژيكي سيستم و نيازهاي مصرف آب احتمالاً تأثيرات اندكي بر اين بخش ها به همراه دارد .
زماني كه بارش به حالت نرمال برمي گردد و شرايط خشكسالي هواشناسي پايان مي پذيرد ، تا زمان احياء مجدد منابع آبهاي سطحي و زيرسطحي پيامدهاي سوء‌اين پديده ادامه مي يابد . در ابتدا ذخاير رطوبت خاك و به دنبال آن جريانهاي سطحي ، مخازن و درياچه ها و آبهاي زيرزميني جايگزين مي شود .
ممكن است اثرات خشكسالي در بخش كشاورزي به دليل وابستگي آن به رطوبت خاك سريعاً ‌از بين برود ليكن در ساير بخش ها كه متكي به ذخاير سطحي و يا زيرسطحي آب هستند تا ماهها يا حتي سالها طول بكشد . استفاده كنندگان از آبهاي زيرزميني كه معمولاً آخرين افرادي هستند كه به هنگام بروز خشكسالي تحت تأثير آن قرار مي گيرند ديرتر از سايرين بازگشت به وضعيت عادي سطح آب زيرزميني را تجربه مي كنند . طول دوره تجديد ذخيره منبع تابعي از شدت و تداوم خشكسالي و مقدار بارش دريافتي است .
 خشكسالي اقتصادي - اجتماعي :
تعاريف اقتصادي - اجتماعي خشكسالي تلفيقي است از عرضه و تقاضاي برخي كالاهاي اقتصادي با اجزاء‌ خشكسالي هواشناسي ، هيدرولوژيكي و كشاورزي .
اين مورد با ساير انواع پيش گفته ، از آن جهت تفاوت دارد كه وقوع آن بستگي به فرايندهاي زماني و مكاني عرضه و تقاضا براي تعريف يا تشخيص خشكسالي ها دارد . عرضه بسياري از كالاهاي اقتصادي مانند آب ، علوفه ، غلات ، ماهي و نيروي برق آبي بستگي به وضعيت جو دارد .
 بدليل تغييرپذيري طبيعي اقليم عرضه آب در برخي سالها كافي است ولي در سالهاي ديگر در حد تأمين نيازهاي انسان و محيط زيست نيست . خشكسالي اقتصادي - اجتماعي زماني رخ مي دهد كه تقاضا براي يك كالاي اقتصادي بدليل نقصان عرضة‌ آب از حاصل كمبود بارش از ميزان عرضه فزوني مي گيرد . بعنوان مثال در اروگوئه در سال 89-1988 خشكسالي موجب كاهش قابل ملاحظه اي در توليد برق آبي شد بدين دليل كه نيروگاههاي برقي بجايي استفاده از ذخاير آب متكي به جريانهاي سطحي بودند . كاهش توليد برق آبي دولت را واداشت تا اقدام به ورود سوخت گرانتر نفت نمايد و با استفاده از ابزارهاي تبديلي انرژي نيازهاي مردم را برآورده سازد .
در اكثر موارد ، تقاضا براي كالاهاي اقتصادي در نتيجه افزايش جمعيت و مصرف سرانه رو به تزايد است . عرضه محصولات نيز ممكن است بدليل بهبود راندمان توليد و فنآوري يا ساخت مخازني كه ظرفيت ذخيره آب را افزايش مي دهد ، بيشتر شود .
 اگر هر دو كميت عرضه و تقاضا افزايش يابد عامل ( فاكتور ) حساس نرخ نسبي تغيير است . اگر تقاضا سريعتر از عرضه افزايش يابد ، اثرات سوء و ميزان وقوع خشكسالي در آينده همسو با روند عرضه و تقاضا افزايش خواهد يافت
6-ملاحظات خشكسالي در رابطه با ايران
ايران كشور پهناوري است كه بعلت موقعيت خاص و ويژيگهاي توپوگرافيك ، از آبي و هواي متفاوتي برخورداست . ميزان بارندگي متوسط سالانه آنرا حدود 224 تا 275 ميليمتر ذكر نموده اند ، كه بدين ترتيب حدوي يك سوم متوسط بارندگيهاي خشكيها (800 ميليمتر ) و كمتر از يك سوم بارندگي متوسط كره زمين (1133 ميليمتر ) مي باشد .
به همين دليل ، قسمت اعظم ايران در قلمرو آب و هواهاي خشك جهان قرار مي گيرد . علاوه برقلت بارندگي ، نوسانات شديد بارندگي درمقياسهاي روزانه ، فصلي و سالانه ازجمله خصوصياتي است كه موجب عدم اطمينان كافي نسبت به دريافت حداقل بارش مورد نياز جهت مصارف كشاورزي ، تغذيه جريانهاي سطحي و سفره آبهاي زيرزميني و مصارف انساني مي شود . با توجه به وجود نوسانات منفي شديد دربارشهاي مناطق مختلف كشور، وقوع خشكسالي هاي ضعيف تا شديد دركشور امري اجتناب ناپذير محسوب مي شود ، وقوع اين خشكساليها ، اثر بسيار زيانباري را بر بخشهاي كشاورزي و اقتصادي كشور تحميل مي كند .
تحقيقات انجام گرفته نشان ميدهد كه درصد فراواني وقوع خشكسالي و شدت آن در كشور بسيار بالا بوده كه بيشترين فراواني با 50 درصد متعلق به منطقه بندرعباس مي باشد و پس ازآن به ترتيب ، زابل 7/46% ، زاهدان 43% ، يزد 42% ، ايرانشهر 40% ،‌كرمان 27% ، داراي خشكسالي مي باشند كه همگي جزو مناطق خشك ايران محسوب مي شوند . بطوركلي پراكندگي جغرافيائي مجموع درصد خشكسالي محاسبه شده درنواحي جنوبي كشور از گستردگي زيادتري برخوردار است و هرچه ازبخشهاي جنوبي و مركزي كشور فاصله گرفته مي شود از شدت و فراواني خشكساليها نيز كاسته مي شود .
دليل اين امر ، تاثير سيستمهاي پرفشار جنب حاره اي است كه مقادير بارندگي بخشهاي جنوبي كشور را نسبت به بخشهاي شمالي و غربي بطور محسوس كاهش داده و مانع ازتاثير سيستمهاي شمالي و غربي به اين مناطق مي شود .بطوركلي بايد گفت كه وقوع خشكسالي از ويژگيهايي اصلي آب و هواي ايران محسوب مي شود كه هم درقلمرو آب و هواي مرطوب به هم خشك قابل مشاهده است . اين حالت در نتيجه وجود نوسانات آب وهوائي شديد در مقياسهاي مختلف زماني حاصل مي شود . ويژگيهاي خشكسالي ايران نشان ميدهد كه بطوركلي هيچ منطقه اي ازكشور ، ازاين پديده درامان نبوده و به نسبت موقعيت طبيعي خود اثرهاي اين پديده مخرب را تجربه مي نمايد و بخشهاي جنوبي ، شرقي و مركزي كشور به علت نوسانات بيشتر درمقادير بارندگي ، از آسيب پذيري زيادتري برخوردار هستند .
    
 
Copyright © 2011   Iran.C.T   - All Right Reserved.
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
CtGuest_New (CtGuest_New)


Powered By Sigma ITID.